جزییات دوره

علی معینی
مدرس برنامه نویسی
3 نظرات
دسته‌بندی‌ها
برنامه نویسی.
مدرس
علی معینی

برنامه نویس و طراح سایت و ارشد هوش مصنوعی . مسلط به زبان هاي سي شارپ ، سي پلاس پلاس ، پايتون ، جاوا ، جاوا اسکريپت ، اندرويد و سوئيفت . يادداشتي از مهندس معيني : بعد کنکور موقعي که خواستم انتخاب رشته کنم اصلا نمي دونستم کامپيوتر چي هست . فکر مي کردم يه چيز در حد بازي و فيلم ديدن و موزيک پلي کردنه . بعد که وارد دانشگاه شدم و رشته ي نرم افزار رو انتخاب کردم نگرشم به کامپيوتر عوض شد و ديدم آره ، کامپيوتر به جز بازي چيزاي ديگه هم داره . ولي خب دانشگاه براي رشد من کافي نبود و خودم دست به کار شدم . چيزي که باعث شد به کامپيوتر علاقه مند بشم ديدم کار با کامپيوتر براي بقيه تعجب آوره و وقتي در مورد کامپيوتر براي بقيه حرف مي زنم ديگران خوششون مياد . همين موضوع باعث شده بود بيشتر راجع به کامپيوتر تحقيق و مطالعه کنم . وقتي برنامه هاي ويندوز و يا وب رو مي ديدم علاقه مند مي شدم که خود اونهارو درست کنم . زبان انگليسيمو تقويت کردم و کلي کتاب هاي ماکروسافت ، اوراکل ، جاوا و سان رو خوندم . ولي ديدم از دانشگاه عقب افتادم و شروع کردم به درس خوندن و سه ساله درسمو تموم کردم و کارشناسي نرم افزار گرفتم و الانم ارشد هوش مصنوعي مي خونم که آخراشه . براي پروژه ي کارشناسيم استاد راهنمام گفت يک برنامه براي رستوران بنويس و وقتي نوشتم خوشش اومد و بهم بيست داد . چون چند تا آپشن هم خودم اضافه کرده بودم . بعد از اون خودم شروع کردم برنامه ام رو به رستوران هاي مختلف معرفي کردن . چون برنامه ي من عين شرکت هاي بزرگي بود که توي ايران ميفروختن و آپشن هاي بيشتري داشت و ارزون تر هم بود ، موفق شدم به تعداد قابل توجهي رستوران بفروشمش . اولش يکي دوتا رستوران بيشتر نبود بعد کم کم برنامه منو به هم معرفي کردن و شناخته شدم . بعد از اون رفتم تو همکاران سيستم و در قسمت مرکزي مشغول به کار شدم . ولي ديدم کارش راضيم نمي کنه و تکراري شده . در نتيجه استعفا دادم و اومدم بيرون و تيم خودم رو درست کردم . البته چون تدريس مي کردم تيمم رو از شاگردانم تشکيل دادم و شروع کرديم به طراحي سايت و اپليکيشن . يک زماني انقدر کار مي کردم که چند روز نمي خوابيدم تا بتونم پول تيمم رو بدم که از دستشون ندم . البته هنوزم همينم . اما در همين حين تکنولوژي هاي جديد ماکروسافت و گوگل و جاوا و بلاکچين و غيره رو ياد مي گيرم و هميشه سعي مي کنم خودمو به روز نگه دارم . خلاصه بعد کلي کار کردن بعد از پروژه سايت سافت نود و هشت توي طراحي سايت هم شناخته شدم و پروژهايي مثل ماکسي مد ، پژواک افزار ، عليرضا سوري و تبرک رو انجام دادم و تو پروژه هاي مثل گاجينو ، خيلي سبز ، کرمان موتور ، ايرتويوتا و کاله هم ، همکاري کردم . من پروژه هايي رو انجام دادم که ده نفر نيرو مي خواست . هفته ها نمي خوابيدم و مي نشستم کار مي کردم . خدا وکيلي جاي بدنم روي صندلي مونده . اما هرکاري که مي کردم در جهت يک هدف بود فقط و سختي هاي زيادي رو تحمل کردم . من و آقا سيد هم دوست دوران دبيرستان بوديم . از همون دوران آدم سرسخت و ديکتاتوري بود وقتي ميديد يه چيزي خوبه ولش نمي کرد . خيلي جاهايي که کار کردم واقعا اذيتم مي کردن و يا حرف آدمو نمي فهميدن . ولي سيد هم آدمو درک ميکنه هم خوش قوله ولي ديکتاتور و منظمه . به خاطر همين هم کار کردن باهاش سخته هم لذت بخش چون تهش حالت خوبه . نمي دونم آينده چي ميشه ولي بايد سرسخت بود . بايد جنگيد . موفقيت هزينه داره ولي اگر ولکنش نباشي بلاخره روال ميشه.

;